• 1404/12/28 - 20:25
  • -تعداد بازدید: 3
  • - تعداد بازدیدکننده: 3
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

کنشگران اصلی صحنه تاریخ (۱)

از پرسش های مهم فلسفی که پاسخ آن بر عهده فیلسوفان تاریخ است، پرسش از روند تاریخ، سرنوشت پایانی تاریخ، پیچ و خم های تاریخی، جریانات مهم و سرنوشت ساز تاریخی است. در همین راستا یک پرسش مهم، پرسش از کنشگران اصلی تاریخ است.

باسمه تعالی

کنشگران اصلی صحنه تاریخ(۱)

از پرسش های مهم فلسفی که پاسخ آن بر عهده فیلسوفان تاریخ است، پرسش از روند تاریخ، سرنوشت پایانی تاریخ، پیچ و خم های تاریخی، جریانات مهم و سرنوشت ساز تاریخی است. در همین راستا یک پرسش مهم، پرسش از کنشگران اصلی تاریخ است

سر رشته تحولات تاریخی به دست چه کسان و به چه سمتی است؟

ابن رشد فیلسوف و اندیشمندی است که نام وی در غرب و شرق عالم، بویژه نزد اهل فلسفه، کاملا آشناست.

وی را که متولد اندلس( اسپانیای کنونی) است، می توان فیلسوفی متعلق به مغرب زمین و نیز مشرق، هر دو دانست؛ غرب جغرافیای و فکری و شرق معنوی و اسلامی.

ابوالولید ابن رشد، قاضی قرطبه، به دلیل تمرکز بسیار بر شرح آثار ارسطو، به فیلسوفِ شارح نیز معروف است.

در عین حال که چنین است، اما کسانی که با نظرات فلسفی وی آشنایی دارند، خوب می دانند که وی فراتر از این، در حوزه های مختلف، افکار و نظرات بکر و بعضا نامتعارف نیز داشته است؛ همچون قول به حقیقت مضاعف؛ چیزی که بعدها نزد کسانی چون فرانسیس بیکن به گونه ای متفاوت دیده می شود.

وی در همین راستا تعقل مأمور در قرآن را همان عقل ارسطویی و تعالیم فلسفی وی می دانست.

حکایت ملاقات محی الدین ابن عربی با ابن رشد که ابن عربی در جاهای متعدد بویژه در "فتوحات" به تفصیل از آن یاد کرده است، بسیار خواندنی و تأمل برانگیز است.

اجمالا در بزرگی ابن رشد و افکار فلسفی وی همین بس که وی چنان تاثیری در فلسفه و فیلسوفانِ بعد از خود، بویژه در مغرب زمین، داشت که نحله های معتددی به نام ابن رشدیان در غرب ظهور و بروز یافتند.

ابن رشدیانی که از یک رویکرد و گرایش خاص فلسفی برخوردار نبودند، بلکه رویکردها و گرایش های گوناگون و بعضا متنافض داشتند.

تاجایی که بعضی اینان نه تنها مسلمان نبودند، بلکه گرایشات مادی گرایانه و الحادی نیز داشتند،در همان حال که پیرو فیلسوفی به تمام معنا مسلمان؛ یعنی ابن رشد هم بودند.

آری، فیلسوفانی که فکر فلسفی آنان دارای عمق و احیانا پیچیدگی است، نوعا اینگونه اند و افکار فلسفی آنان می تواند مورد تفسیر و تحلیل های گوناگون قرار گیرد. از افلاطون و ارسطو تا هگل و هایدگر هم کمابیش همینگونه بوده اند.

ابن رشد به عقل گرایی و روشن اندیشی نیز در بین اهل فلسفه در غرب و شرق معروف است.

اما وی با همه این ویژگی های انکارناپذیر، عباراتی دارد که بسیار شنیدنی است؛ عباراتی که در نگاه اول از او به عنوان یک فیلسوفِ عقل گرا و روشنفکر، که به یک‌ معنا پیشگام روشن اندیشی است، چندان مورد انتظار نیست.

برای نمونه، وی معتقد است تاریخ را فیلسوفان و دانشمندان رقم نمی زنند؛ زیرا فیلسوفان قادر به بسیج توده ها نیستند. این فقیهان شجاع و بزرگ و عالمان برجسته و عارف مسلکان دینی اند که به علت برخورداری از شخصیّت پر جاذبه الهی، قادراند روند تاریخ و سمت و سوی آن را تعیین کنند. آنان به همین علت توان بسیج توده های عظیم مردمان را در راستای اهداف خود دارند.

ابن رشد آنگاه می گوید، هنگامی که جوامع سیاسی و امنیّت حاصل از آن توسط اینان با پشتیبانی توده ها شکل می گرفت، فیلسوفان و اندیشمندان بر سر آن سفره ای می نشینند و در سایه آن

این حقیقتی است که نظیر آن در گفت و گوی ابن سینا و شاگرد فیلسوفِ وی؛ یعنی بهمنیار نیز، قبل از این دیده می شود...

ادامه دارد.

علی فلاح رفیع

  • گروه خبری : پژوهشی,مرکز مطالعات فرهنگ و اندیشه دینی
  • کد خبر : 4288